مرتضى راوندى

350

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

وضع اجتماعى سولتيكف ضمن مسافرت خود ، از فقر و بينوايى مردم ارمنستان سخن مىگويد و خانه‌ها و مساكن مردم را بسيار مخروبه و بيصفا تشخيص مىدهد : « از اين مساكن فقير ، پيرانى شكسته و زنانى با لباسهاى مندرس ، بچه‌هايى با چهره‌هاى بشاش و قرمزگون ولى به حد نفرت‌انگيزى چرك ، بيرون مىآيند . « 1 » پس از ورود به خاك ايران ، در وصف ميانه ، مىگويد : مله ( ساس ) هايى كه نيش آنها كشنده است ، اين شهر را در نظر غمگين مىسازند . بنابه احتياط ، چادرهاى ما را بيرون شهر زده بودند . سولتيكف ميانه را شهرى فلاكت بار مىبيند . و از خود مىپرسد كه آيا مىتوان « به يك توده كلبه‌هاى گلى كه عده‌اى گدا در آن سكونت گزيده‌اند ، اسم شهر داد . « 2 » شهر يزد در عهد فتحعلى شاه : واتسن شهر يزد را ، در عهد قاجاريه ، چنين توصيف مىكند : « . . اطراف شهر خندق و دو رشته حصار با برج و باروهاى متعدد جداگانه در پيرامون آن قرار دارد كه تمام ، احتياج به تعمير دارند . محيط آن در حدود دو ميل‌ونيم و محوطهء درونى آن ، پر از خانه و باغات است . در سمت شرقى ، در درون ديوار ، ارگ شهر شكل مربع نامرتبى دارد و چهار صد قدم قطر آن است . در اطراف شهر ، اقامتگاههاى متعدد و باغاتى است كه محيط آن بالغ بر پنج ميل است . بازارهاى يزد در حدود هزار دكان دارد با سقفى كه به سبك معمول ايران است . شهر 34 كاروانسرا دارد كه در چهارده تا از آنها تجار و كسبه مشغول كارند . در شهر ، سى مسجد ( غير از مسجد رفيع و تاريخى امير چخماق ) وجود دارد و يازده مدرسه براى طلاب علوم دينى است . يزد در نوشته‌هاى رسمى ، دار العباده لقب دارد . جمعيت شهر را در حدود چهل هزار نفر تخمين مىزنند كه بيشترشان صنعتكارند و به پارچه‌بافى ، ابريشمكارى و كسب و بازرگانى اشتغال دارند . در اين شهر ، اقليتى از هنديان ، زرتشتيان و كليميها زندگى مىكنند . » « 3 » نقارخانه : در كتاب حاجى باباى اصفهانى ، صداهايى كه از غروب آفتاب به بعد در شهر به گوش مىرسيد ، چنين بيان شده است : « اول ، صداى نقارخانه بلند شد ؛ بعد ، صداى اذان شام ؛ آنگاه صداى طبل اول و سپس صداى طبل برچين ؛ و پس از آن ، صداى طبل بگيروببند ؛ و سرانجام آواز « حاذق‌باش » و « بيدارباش » كشيكچيان و سردمداران بازار و پاسبانان برج و باروى ارگ . » « 4 » رشت : « جان بل « 5 » » كه در سال 1129 هجرى ( 1717 ميلادى ) رشت را ديده ، دربارهء آن ، چنين مىنويسد : شهر رشت ، دشت وسيعى است كه همهء اطراف آن را جنگلهاى انبوه فراگرفته است و نزديكترين راه آن به ساحل درياى خزر ، يك روز راه است . خانه‌هاى پراكنده‌اش بر اين شهر آرايشى روستاوار داده است . بسبب جلگه‌اى بودن و رطوبت اين منطقه ، مردم رشت ناچارند خانه‌هاى خود را در

--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 53 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 59 . ( 3 ) . تاريخ ايران در دورهء قاجاريه ، پيشين . ص 180 - 179 ( به اختصار ) . ( 4 ) . پيشين . ص 120 . ( 5 ) . John Bell